تبلیغات
خودشکوفایی
سال گذشته با تمام تلخی‌ها گذشت 

درسته که بعضی تلخی‌ها همیشه و تا اخرین لحظه ای که زندگی می کنی تو وجودت هست چون تمام وجودت رو گرفته 

مادر عزیزم سال نوی تو هم مبارک باشه 
اگر چه زمان ما زمینی ها با زمان شما آسمانی ها فرق می کنه 
 همیشه کنارمون باش 
اونقدر تلاش میکنم تا بتونم تمام چیزهایی که مانع دیدن تو میشه رو از چشمام بردارم تا بتونم مثل زمانی که تو این دنیا بودی ببینمت 

دوست دارم با تمام وجودم دلتنگتم 
لحظه ای فراموشت نمیکنم 
امسال سال تحویل یاد لحظات خوشی که سال گذشته برامون درست کرده بودی رو زنده کردیم 
حیف که نیستی مادرم 
چقدر حیف شد که قلبمون صدای مهرت رو حس نمیکنه 
چشمانمون چشم های پر از مهرت رو نمیبینه 
روزهای سخت و سالهای سخت میگذره 
ولی در جوانی پیر شدن سخت تر میگذره 





طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: مادر- سال - نو-گذشته -روح - وجود- تلخ،  

تاریخ : پنجشنبه 9 فروردین 1397 | 10:33 ق.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
در دنیای ارتباط امروزی با آدمهایی روبرو میشی که 

همیشه چالش بین حقیقت و واقعیت 
نیاز و خواسته 
دنیا و آخرت  
پذیرش و باور  رو دارند
دائم در حال جستجو در افکار و حتی اعماق افکار دیگران هستند 

به نظر برای یک ارتباط اجتماعی چهارچوب کلی فکر کافیه 

اگر هم کسی خواست به نظرم بیشتر پیش بره نیاز نیست ادم خودش رو شبیه دیگری کنه خودش باشه بهتر روابط شکل میگیره 

انگارسخت شده خود واقعی بودن 

برای حفظ نقش و نقاب چه چیزهایی که به خودمون نمیگیم 
به نظرم بهتر گاهی به خودمون بگیم 
این تویییییییی 

اگر این اتفاق می افتاد دیگه ادمها نیاز نداشتند کلی انرژی خرج کنند برای تغییر .

پذیرش بهترین و مهربانانه ترین روش ارتباط های انسانی اجتماعی هست 

دوستان یکم مهربان باشید 

به قول مادرم با همین موهای ژولیده هم دوست دارم 
هم دیگرو بی قید و شرط بخوایم 

اصلا وقتی محبت از فطرت ادم بلند میشه 
دیگه نیاز به جبران نداره 
فطرت انسان محبته 
با دلت پیش میری نه با تجارت 



طبقه بندی: اندیشمندانه، 

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
تـــــــــــــــــــــــــــاخِِــــــــــــــــــــــررررررررررررر

گاهی درخلقت هارمونی تعطیلات مدرسه با تمام انتظارات اداری در مقطع ابتدایی پی به حضور معجزه میبرم 

که خداوند افضل خلقت لطفی داشتند و بنده های نایابی رو در عرصه‌ی آموزش و هدایت برای ما خصوص در مقطع ابتدایی نازل کردند 

با تمام مدیریت هایی که در زمینه ی تحصیلی انجام میشه و تمام انگیزش های تحصیلی و تربیتی و با وجود استراحت های نیمه فصلی ، با چه ابتکاراتی روبرو میشیم 
استرس که به طور کامل رفع شده و اولیاء هم به وطور کامل رفع مسئولیت شدند و بچه ها هم به طور کامل مجازی فعالیت دارند 
یعنی مدرن تر از این نمیشد 
جای شکر داره از هیچی عقب نیستیم 
و این بین مسئولین در تعطیلات هم از وقت استفاده میکنند و به فکر یادگیری دانش اموزان هستند 

کوله باری از طرح ها رو ارسال میکنند که چنین و چنان کنید تا یادگیری اتفاق بیفتند 
ان شاالله که  هدف یادگیری باشد نه کاغذ بازی 


تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1396 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
وقتی بچه بودم دو تا اهنگ رو خیلی دوست داشتم 

یکی اهنگ ساکسیفون روزهای خوب زندگی که سال 73 تازه پخش شده بود 
 و یکی دیگه  موسیقی از سرزمین شمالی بود که تداعی یک زندگی بود 
زندگی ای که گاهی مهرش کم بود یا گاهی مهر زیادی رو با سکوت بهم هدیه می دادند 


در دورانی این فیلم و آهنگ پر از خاطره  رو میشنیدیم که دور هم جمع بودیم و در رویا و خیال خودم زمانی رو تصور میکردم که پدر و مادر در اوج موفقیت من نظاره گر هستند و من با عشق و مهر پذیرایی می کنم از کسانی که هیچ گاه در هیچ کجا، نمونه ای نخواهند داشت 

با شنیدن این اهنگ تمام خاطرات لبخند مادر با نگاه پرمهرشون در فصل زمستان با بارش برف و شکر الهی ، در مقابل چشمانم نمایش داده میشه 
اما اینبار تخیلات و تصوراتم به جای آینده در گذشته و بودن هایی که دیگر نیست پرواز میکنه 

زمانی که از نوشته ام در روزهای سرد سال برای مادر با هر سبکی که میخواست میخوندم تمام بهشت خدا و لحظات شیرین عشق رو میچشیدم 
و در عجب بودم که ادمها عشق رو در کجا دنیال میکنند ...

مادرم روحت شاد...





طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: مادر-مهر-عشق-آهنگ - برف- سرد-تصور- آینده-گدشته-حسرت،  

تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | 12:40 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
بین دوستان صحبت از رفتار ادم هایی بود که باعث آزار بقیه میشن

و خیلی پیشتر ا این، پیش زمینه ‌ی فکری ای که ادمهای این دوره ، دیگه دو رو دارند 

بعد کلی صحبت از چشیدن مزه‌ی تلخ دورویی و ریاکاری و گفتن خاطراتی که با این طعم بود 
دنبال راه حلی بودند برای گذراندن مابقی سالها با این نوع افراد 

اما تو بعضی از جملت و خاطرات من جیزی از دو رویی برداشت نکردم 

شاید بعضی ها چون تازه پست گفته بودند و نقش جدید پیدا کرده بودند در قالب نقش جدیدشون رفتند 

چون جزء وظیفشون بود

اما اگر بگیم دو رویی همان نقاب است یعنی ادم خودش رو اونجوری که نیست نشون میده ، اونجوری که بقیه دوست دارند رفتارمیکنه 

اخه ادمی که چند جور چهره داره خیلی چیزهایی رو دوست داشته گه یا نداره یا از دست داده 

الان در خیال خودش و در نگاه دیگران پیاده میکنه 

ولی گفتند من دیگه خیلی خوش خیالم در مورد ادمها

ولی به نظرم بازم ود قضاوت کردند 

ادمها هر کلامی که دارند با کوله ای از پیچیدگی های فکری و نگرشی مطرح میکنند حتی اگر کلامشون خیلی ساده باشه 
یا حتی یک انتظار ساده باشه 

به هر حال من اعتقاد دارم که نسبت به هم بهتر حسن نیکو داشته باشیم 
و اگر چنین رفتاری رو میبینیم خودمون اول معتقد به رعایتش باشیم 
و اگر واقعا جرات و جسارت و اعتقاد به حرف و فکری رو که باید به دیگری بگم رو نداریم سکوت بهتر از دو گانه و دو چهره برخورد کردنه .



طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: تفکر- دوگانه- دوست - نقاب - حسن نیکو-جرات-،  

تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396 | 08:47 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
خدا جونم... من مامانمو میخوام.. 

تاریخ : شنبه 23 دی 1396 | 11:59 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات

نظریه و ماهیّت درمان فراشناختی: افکار مهمّ نیستند، امّا پاسخ شما به این افکار مهمّ‌اند. درمان فراشناختی(Metacognition) پیشرفت جدیدی در درک علل مشکلات بهداشت روانی و درمان آن‌ها است. این رویکرد براساس نظریه‌ی بنیادی کارکرد اجرایی خود نظم‌بخش (ولز و ماتیوس، ۱۹۹۴، ۱۹۹۶؛ ولز ، ۲۰۰۰) استوار است. درمان فراشناختی (MCT) بر این اصل استوار …

نوشته دانلود پکیج درمان فراشناختی ویژه بیماران روان‌پریش اولین بار در یک‌فراکاو پدیدار شد.


به درخواست همکار محترم ....میتونید از سایت یک فراکاو موارد دیگری رو  جستجو کنید .



طبقه بندی: آموزشی،  شناخت درمانی،  روانشناسی، 
برچسب ها: فراشناختی-روان پریش - افکار،  

تاریخ : شنبه 2 دی 1396 | 05:05 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات

نوشته پرسشنامه شیوه فرزند پروری والدین اولین بار در یک‌فراکاو پدیدار شد.





طبقه بندی: روانشناسی، 

تاریخ : شنبه 2 دی 1396 | 04:08 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
درس شگفت انگیز زلزله کرج و تهران

 احسان محمدی

  زلزله تقریبا" ده ثانیه احساس شد. اما میلیون ها نفر به خیابان ریختند. نیمه برهنه، با دست خالی، بدون سوئیچ ماشین، سند خانه، دسته چک و حتی مدارک شناسایی...

 میلیون ها نفر همه آن چیزهایی که یک عمر برای داشتن شان جنگیدند، عرق ریختند یا خون دیگران را در شیشه کردند را بدون لحظه ای درنگ رها کردند و فقط جان ناقابل را برداشتند و به خیابان زدند...

  میلیون ها زن طلاهای عزیزشان، چکمه هایی که روزها پاساژها را برای خریدن شان وجب کرده بودند، یخچالی که دوستش داشتند، دکوری که ده بار برای چه جور چیدنش با همسرشان جوری بحث کرده بودند انگار مهمترین اتفاق زندگی است، غذایی که برای پختنش از صبح زحمت کشیده بودند... را از یاد بردند و گریختند.

 میلیون ها نفر حتی یادشان رفت کی هستند؟ تا دقایقی پدر و مادر و همسر و فرزند و معشوقه از یادشان رفت. همه آن چیزهایی که یک روز با اطمینان می گفتند امکان نداره یه ثانیه از یادم بره!

هیچکس به فکر این نبود که فلان لباس مارک، فلان کفش گران قیمتش را با خودش بردارد. یا حتی مدرک تحصیلی و حکم انتصاب به عنوان مدیر فلان جای مهم که برایش زیرآب صدها نفر را زده بود، بدون وضو رفته بود صف اول نماز جماعت اداره، حاجی فلانی سفارشش کرده بود ...

 میلیون ها نفر فقط فرار کردند، از ترس فرو ریختن سقفی که برای خریدنش، برای اجاره کردنش، برای پرداخت قسط هایش روزها و شب ها زحمت کشیده بودند.... از ترس سقفی که بخشی از عمر و سلامتی شان را برای داشتنش حراج کرده بودند.

 آن چند دقیقه محشر بود. میزان شجاعت آدم ها، میزان عشق و وفاداری شان به خانواده، میزان ادعاهایشان حداقل به خودشان و اطرافیان شان ثابت شد.

 تلخ بود اما آن چند ثانیه را دوست دارم. برای اینکه هزاران بار در ذهنم با آن مواجه شده ام، اینکه تا دقیقه دیگر هیچکدام مان ممکن است نباشیم. اینکه مرگ به اندازه زندگی واقعیت دارد.

درس عبرتی بود برای ما که عبرت نمی گیریم. مایی که بعد از آرام شدن نسبی اوضاع دوباره همان موجودی شدیم که بودیم!



طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: تفکر،  

تاریخ : شنبه 2 دی 1396 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
با وجود اتفاق اخیر (منم از ترسم اسمشو نمیبرم )که باعث شد تا صبح در فضای آزاد همراه هم ،مهمان آلاینده ‌ها باشیم 

و در تکاپو برای کاهش استرس و نجات 

موج جمعیت در یک لحظه در خیابان برای نجات ....

به خودم میگم با این همه امکاناتی  که داریم برای چی فرار کنیم 

بالاخره باید متوجه بشیم 
مسئولین چقدر برامون زحمت میکشند 

دیگه با چه زبانی بگند ، ما به خاطر خودتون داریم تلاش میکنیم زودتر به خدا برسید 

هر که آرزوی لقاء الله دارد ...این گوی و این میدان 

فقط تبصره داره : اینکه در هر موردی حق انتخاب ندارید

مردم عزیز یکم قدرشناس باشید 

با این هوا و امکانات و آرامش حاکم .....به کجا چنین شتابان 

خودشون دارند میبرند نگران نباشید 

حمد خدای مهربانم را که ناظر بر این عمق و گستره ‌ی وسیعی از مهربانی از سوی مدیران هست .




طبقه بندی: عمومی،  اندیشمندانه، 

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات

یلدای امروز کنار فرشته های مهربون 
اما امروز حس کردم با وجود تمام ادمهای مهربون اطرافم، تنهاتر از هر لحظه‌ای هستم 
تجربه کردن روزهای شیرینی که بدون فرشته‌ی زندگیت بگذرونی، تجربه‌‌ی سختیه  
آرزویی که دیگه براورده نمیشه مگر خودت آرزو کنی یه فرشته باشی بری اونور ابرها
تا بتونی بلند بگی  تا بالای ابرها و آسمونها .....دوست دارم ...تا شاید دلت آروم بشه  
 همیشه و همه جا دلت با ما بود  
مهربانم هیچ کسی نمیتونه جای خالی تو رو پر کنه 
راستی 
امروز با بچه ها از آرزوها حرف زدیم 
گفتند خانم آرزوی دست نیافتنی شما چیه ؟؟
گفتم ادمها آرزوهاشون کنارشون هست که فقط یه لبخند هم برای براورده شدنش کافیه 
اما وقتی رفت ...دیگه ارزویی نداری و نمیتونی بهش برسی 
و باید گذشت اما چه تلخ 
میدونی... 
گاهی حس میکنی همه‌ی بغض های دنیا تو گلوت میمونه و فقط با یه نگاه میتونی باهاشون حرف بزنی 
اما هیچ وقت تو رو تنها نمیزارن ... چون فقط همین بغضه که همدلت میشه 
شب یلدای امسال رو با خاطره‌ ی پارسال و سالهایی که خوش حالترین ادم روی زمین بودم ،میگذرونم ...اما حال گذشته کجا و حال الانم کجا...
بازم مثل همیشه یادمون باش ..
دوست دارم بیشتر از هر لحظه ای...



طبقه بندی: عمومی، 
برچسب ها: تنها ارزو- عشق پایدار- دلبستگی،  

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات


موضوع این نیست که چه کسی اول می‌شود
بلکه موضوع این است که چه کسی زندگی را
آنطور که باید میبیند



طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: نگاه - دیدن -فراتر-خواستن،  

تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1396 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات






طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: جستجو-معنا - خدا-آنی،  

تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1396 | 12:36 ق.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم.

مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ 
می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.» 
یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ 
می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.» 
یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» 
گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.»

 هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. 
اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند....

دیشب مادرمو خواب دیدم؛ 
پرسید «هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟» 
گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم.» 
گفت «مگر چه آرزویی داری؟» 

گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» 
گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی.»







طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: آرزو- خواب- مادر-هیچ -بیدار-، فکر،  

تاریخ : شنبه 25 آذر 1396 | 07:36 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات


جهان منتظر هیچ کس باقی نمی‌ماند 

جهان چیزی‌ست از جنس جهش 

هیچ فرصتی ماندنی نیست 

تا که چشم بهم میزنی می‌شود،دیروز 

و شما همین دیروز به امروز میگفتید 

فردا...


گاهی برای ثبات درون بارها وبارها خود را به چالش میکشی، تا دوباره به ثبات برسی، بهم خوردن تعادل برای رسیدن به تعادل 
گاهی چالش و ثبات چنان در هم تنیده میشوند که حتی با ته‌نشین شدن یکی بازهم نقطه‌ی شفافی نمی‌ماند.
گاهی معنای شفاف بودن را خوب درک میکنی و در مسیر نورا و شفافیت قدم برمیداری 
و گاهی به خود میگویی ...کجای فکر  خودسنجی ات نیاز به  بازخوانی دارد 
اما حس های درونی انقدر ریشه بر روح و روانت داشته‌اند که گویی جزیی از تنفست شده اند 
چگونه میتوان ریتم نفس کشیدن را تغییر داد 
و پذیرفت که دم و بازدم همان بازدم و دم است 




طبقه بندی: اندیشمندانه، 
برچسب ها: فرصت - تفکر، ثبات - درون - پایدار-ریتم،  

تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1396 | 11:02 ب.ظ | نویسنده : هاجر برادران | نظرات

تعداد کل صفحات : 96 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • فور ایرونی
  • سیادت
  • کارت شارژ همراه اول